سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
سیمای مسیحایی - تصویری از هنر مردم


تصویری از هنر مردم

   1   2      >

قبل از یادداشت:
بفرمایید روضه...در (وبلاگ مرمی)
...............................................................................


مقدمتاً:
حضرت روح الله ظهور کرد و از حماسه های شاهنامه گرفته تا تاریخ عاشورا در مقابل چشم مردم طی چند سال زنده شد. پس مردم باید با همان شیوه گذشتگان این دوره تاریخی و این شخصیت بزرگ را ثبت و روایت می کردند. در این یادداشت نمونه هایی از عرض ارادت مردم و هنرمندان مردمی را به سیمای مسیحایی حضرت امام خمینی (ره) نظاره خواهیم کرد که به و ضوح ادامه روشن شمایل نگاری و نقاشی هایی است که سیما و تاریخ گذشتگان را به ترسیم کشیده است.
برخلاف تمام یادداشت هایم، تصاویر این مجموعه همه دانلود دست چندم از اینترنت است طی چند ساله گذشته و لذا منبع مشخصی ندارد.


سیمای مسیحایی 4
آنطور که از کودکی ام برایم نقل می کنند و البته بسیاری از آن را خودم نیز به خاطر دارم، یکی از ویژگی های من علاقه مندی به حضرت روح الله و به تبع آن اهتمام من به جمع آوری تصاویر آن حضرت بوده اعم از پوسترهای عکس و نقاشی. راه های به دست آوردن این تصاویر نیز مختلف بود. خرید، سوغات و یا بهانه گیری های کودکانه در مهمانی ها و دل صاحبخانه را نرم کردن و دست پر بیرون آمدن. البته از آنجا که این جمع‌آوری مربوط به مقطع سالهای قبل از دبستان من یعنی بین 57 تا 59 می شد بر اثر شیطنت ها و بازی ها و بعضا ببرّ و بچسبان های مختلف چیزی از آن باقی نمانده الّا قلیلا.
یکی از ویژه ترین پوسترهای آن سال ها پوستری بزرگ بود که حضرت امام را در هیبتی موسایی نقاشی کرده بود و شاه را مرعوب و زمین خورده در مقابل حضرتش به تصویر کشیده بود. ازین پوستر هاله ای نا مفهوم در خاطرم باقی مانده بود تا آنکه بعد از سی و اندی سال آنر ا در اینترنت دیدم و به وضوح به جا آوردم:


نقاش کمی فضای کار را به سمت مینیاتور برده است. بالای سر امام(ره) چند ملک و بالای سر محمد رضا روایتی از ظلم های اوست. کاراکتری با کلاه صهیونی و لباس بریتانی و ردای امریکی نماد اربابانی است که دیگر محمد رضا را رها کرده اند و سعی می کنند دامن از دست او درآورند و از معرکه موسای زمان بگریزند.
و اما روایتی دیگر از موسا و فرعون زمان برای عبرت فرعونیان:


نقاش صورت فرعون را با محمد رضا عوض کرده و با ترسیم فضایی که کاخ فرعون را تداعی می کند گویا شخصیت های معاصر را با دل تاریخ و عبرت های آن پیوند داده است.
در نقاشی بعدی نقاش رئفت پدرانه امام (ره) و اشتیاق خالص کودکانه نه فقط کودکان که همه آحاد ملت را دستمایه کار خود قرار داده. و شاه مخلوع در جایی حقیر بر زمین افتاده. گویا او هم اینک به بخشش امام نیاز دارد. از دریچه این اثر، همه به امامشان به چشم یک پدر می نگرند:


نیاز محمد رضا به رئفت و بخشش روح اللهی در این اثر بیشتر دیده می شود. این شاید کنایه ای باشد از اذناب او که در ید قدرت امت و امام گرفتار بودند. اما نقاش با ذکر آیه صدو شصت و هشت سوره نساء در تابلوی خود جواب این گروه را به روشنی و قاطعیت داده است. آری خمینی ولی خداست و قرار است بعد از پانزده سال نصیحت و هدایت، اینک حکمی را جاری کند که خداوند فرموده است: خداوند بنا ندارد کسانی که کفر ورزیدند و ظلم کردند را بیامرزد یا راهی پیش پایشان بگذارد.

 


در اثر بعدی که باید به سالهای بعد از پیروزی انقلاب مربوط باشد، به اهمیت وحدت و انسجام حول کلمه الله و قطع دست استعمار از منابع ملی می پردازد:


اثر بعدی که پرکارترین نقاشی این مجموعه است و از لحاظ کاراکتر سازی و قلم و ترکیب بندی و آوردن نام افراد یا مکان ها، به فضای نقاشی های قهوه خانه ای و پرده های نقالی به شدت نزدیک است روایتی دارد از فرار شاه و خیانت ها و دزدی های او، راهپیمایی های مردم، حمله ارتش شاه، جنایاتی مانند سینما رکس، منابع ملی نظیر نفت و دریا، بازگشت امام از تبعید نجف و فرانسه ، پیروزی مردم و اعدام مفسدین من جمله هویدای پیپ بر لب، و عنصری که در بیشتر آثار این مجموعه در دست و بر فراز سر حضرت امام قرار دارد: قرآن و پرچم اسلام....










دیگر آثار شامل کارت پسال هایی است که قبل از پیروزی انقلاب کار شده و برای تبریک سال نو استفاده می شده. این کارها که گاه به نقاشی می زند و گاه به گرافیک، علاوه بر سیمای مسیحایی حضرت روح الله، مجموعه ای زیبا است از نمادهای انقلابی از قبیل آیات جهادی قرآن کریم، شمشیر عدالت، کره زمین که مقصد نهایی این انقلاب است، قرآن، نور، و بالاخره صفات حضرت روح الله که پیرامون تمثال حضرتش نگاشته شده است.




علاوه بر آن ادبیاتی که در کنار هر کارت پستال به کار رفته زیبا و منحصر به فرد است:
بود آن روز بر ما عید مطلق / که در جنبش درآید پرچم حق


در خاطرات منقول از حجة الاسلام و المسلمین رحیمیان - که ارادت من در سال 88 به خاطر بصیرتش به او دو چندان شد- شنیدم که در اصفهان، نقاش این اثر از وی به عنوان مدل استفاده کرده است.


در کنار همه آیات الهی که در آثار این مجموعه دیدیم و خواندیم این‌آیه در اثر اخیر دیدنی تر و خواندنی تر است که دعای یوسف نبی علیه السلام را از زبان حضرت روح الله نقل می نماید: رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ(یوسف/33)
حضرت روح الله زندان و تبعید را برای خدا تحمل کرد تا مردمش مشق کنند انتظار و تمهید را برای آزادی یوسف زهرا عجل الله تعالی فرجه الشریف از بند غیبت....


و امّا بعد:
دوست بزرگوار و پسر عموی عزیزم لطف کردند و کارت پستال زیر رو در جهت تکمیل یادداشت ارائه کردند:



از ایشان به خاطر این بزرگواری ممنونم. همچنین خواهر بزرگوارم سرکارخانم حدادی تصویر زیر را از یک آینه جیبی تهیه و ارسال کردند که از ایشان هم صمیمانه تشکر می کنم.




در کنار سایر نمونه های چاپ تصویر حضرت امام بر روی بیس های مختلفی نظیر بشقاب و قالیچه که در یادداشت های قبل ذکر شد چاپ بر روی آینه نیز قابل توجه است.


این یادداشت در پارسینه +
این یادداشت در تریبون مستضعفین +


 


 


نوشته شده در شنبه 10/7/89ساعت 11:30 صبح توسط محمدرضامیری نظرات ( )

اوّل اینکه:
بعد از هتک حرمت دشمن به ساحت قدسی امام راحل و به جوش آمدن و نو شدن محبت مردم نسبت به آن پدر مهربان، قصد کردم سیمای مسیحایی 3 را سامان دهم ، امّا ادامه نهضت پوسترهای عاشورا مانع از ارائه به موقع آن شد. و البته خیریت در آن بود که چند نمونه هم از راهپیماای 9 دی و 22 بهمن به این مجموعه اضافه و چند نمونه ضعیف تر حذف گردند.
این یادداشت را تقدیم می کنم به فرزندان خوب و بی ادّعای حضرت روح الله و سربازان جوان رهبر معظم انقلاب که بدون هیچ نوع پشتیبانی از سوی صاحبان مناصب و کلید دارن مخازن ، فضای مجازی را عرصه جهاد خود قرار داده اند.


فَضَّلَ اللهُ المُجاهدینَ علیَ القاعِدینَ أجراً عَظیماً


دوم اینکه:
اگر قرار باشد هر کسی برای فرزندش چیزی به ارث بگذارد که به دردش بخورد و دستش در روزگار مبادا خالی نباشد، من تصمیم دارم برای دخترم محبت و معرفت خمینی را به ارث بگذارم. ملاکی برای شناخت امروزین حق و باطل. آشنایی و انس او با چهره ملکوتی امام و قصه های آخر شب اولین گامی بود که در آن توفیق نیز یافتم. خرداد امسال برای او آلبومی از تصاویر امام خریدم و در صفحه اول آن یادداشتی نوشتم تا 10 سال بعد آن را بخواند و بفهمد. نوشتم:
((خمینی را باید شناخت. زیرا خمینی مقدمه ای برای تحقق واقعه ای بزرگ بود. واقعه ( لِیُظهِرَهُ علَی الدّینِ کُِّله).
خمینی را باید شناخت. زیرا خمینی یک امتحان بزرگ بود برای آنان که فهمیدند. آنها که انقلاب خمینی را باور نکردند اگر در عصر رسول الله ص در مکه بودند، رسالت او را نیز باور نمی کردند. آنان که دور خمینی جمع نشدند اگر در عصر حسین بن علی ع بودند او را نیز تنها می گذاشتند. اگر آنان که با خمینی دشمنی کردند در عصر ظهور حضرت حجت عج باشند با او نیز دشمنی خواهند کرد.
سعی کن خمینی را بشناسی و به او عشق بورزی تا از بزرگترین فتنه ها سربلند بیرون آیی.))


سوم اینکه:
همانطور که بر همگان واضح و مبرهن است، در یادداشت های سیمای مسیحایی (1) و (2) ، گلمیخ از آن جهت به تصاویر امام می نگرد تا نکات ذیل را دریابد:
1- پوسترهای نابی که هم از حیث تصویر هم از جهت نسخه چاپی کمیاب است.
2-قالب های متنوع و متفاوتی که مردم تصویر محبوب خود را در آن چاپ و نصب کرده اند.
3-عمق و تنوع حضور تمثال امام از سال های دور در اماکن مختلف و همچنین گستردگی جغرافیایی این حضور.
4-علاقه و اهتمام مردم به نگهداری تمثال حضرت امام به عنوان تصویری مقدس، علیرغم قدمت وکهنگی یک نسخه.
5- بررسی خمینی خواهی عظیم آنهم نه از نوع دولتی و سازمانی بلکه از جنس مردمی اش.


و بالأخره اینکه:
نمی دانم کدام انسان بر سر گنج نشسته با ذوقی پوسترهای چاپ دهه50 و بلکه 40 از تمثال امام را از گنجه خانه اش بیرون کشیده بود و در راهپیمایی9دی میان مردم تقسیم کرده بود که هر چه دویدم تا یک پوستر هم نصیب من بشود، به گرد پایش هم نرسیدم! سه نمونه زیر از همان پوستر هاست در دست مردم مشهد در راهپیمایی عظیم حمایت از ولایت:











و این هم تصویری از امام در نوفلو شاتو در دست مادر سالخورده ای که دوست نداشت چهره اش در عکس من باشد ولی اصرار داشت که از عکس امام عکاسی کنم:

و این یکی هم پوستر قدیمی امام را پلاکارد کرده بود و در22بهمن در مشهد به خیابان آورده بود. این تصویر مربوط به سال 58 در دوران اقامت حضرت امام در قم است:



راستی چرا امسال در راهپیمایی های بعد از16 آذر و عاشورا، مردم عکس های امام را از خانه های خودشان به خیابان آوردند؟ چیزی که هیچ وقت درین سطح اتفاق نیافتاده بود. این برای من پیامهای زیادی داشت و برای بیشتر دانستن از شما می پرسم و امیدوارم در در کامنتی که شاید بگذارید به آن پاسخ دهید.
اما عکس های امام در ویترین شهدا. در بسیاری از گلزار شهدا یی که به دست مسئولین پاکسازی نشده هنوز تنها تصویری که در کنار تصویر شهید در قاب بالای مزارش فرار دارد، تصویر امام است. و این یعنی مشخص کردن خط شهید از طرف بازماندگان او. علاوه بر آنچه در سیمای مسیحایی یک تقدیم کردم، این نمونه ها را هم ببینید:

بهشت رضای مشهد، قبل از پاکسازی! پوستر نقاشی از همان عکس قبلی



باز هم همان بهشت رضای سابق، عکس شهید در کنار تابلوی نقاشی از تصویر مربوط به دیدارهای مردمی امام در پشت بام منزلشان درقم



گلزار شهدای زاهدان، تصویر امام در اتاق کارشان در جماران

گلزار شهدای فریمان، چاپ سیلک در بشقاب. امام قبل از تبعید
در بازار زاهدان دستفروشی که بساط خود را در یک صندوق آبی چوبی جمع می کرد و پهن می کرد، تمام دیوار آن صندوق را پر کرده بود از کارت پستال ها و لیبل های قدیمی جوراجور. ودر آن میان این دو عکس حضرت امام دیده می شد:



کارت پستال از تصویر امام در مدرسه علوی و روزهای آغازین بازگشت به میهن، در حال استراحت کنار پنجره بین دو دیدار



 کارت پستال تصویر امام در قم بعد از بازگشت
و این یکی چاپ سیلک بر روی قالیچه در یکی از مغازه های بازار زاهدان:



در دو سوی دیوارهای داخلی بقعه امامزاده پیر داوود شهر قمصر کاشان، این تصویر امام چاپ بر روی آینه و در میان آینه کاریها تعبیه شده است:



و این تصویر زیبا را دوست عزیزم آقای سالکی در روستاهای حاشیه میبد یزد به یادگار گرفته بود وسال ها دست من امانت بود. که پس از کسب اجازه از ایشان در این یادداشت تقدیم می کنم:



تصویر امام مربوط به قم در سالهای قبل از تبعید
دوست کتابمدارم عابس قدسی ، بزرگواری کرده و این عکس را با توضیح زیرش برای من که نه برای شما ایمیل کرده است:



از طریق ایمیل عکسی را که سال‌ها قبل در مامن یکی از غارنشینان میمند شهر بابک گرفتم تقدیم حضورتان می‌کنم. اهالی میمند زندگی واقعا بدوی دارند. زندگی در دل غارهایی که چندهزارسال قبل در دل کوه حفر شده. بی هیچ نشانی از تمدن امروزی. در یکی از این منازل! 3 عکس از امام به دیوار وسقف غار آویخته شده بود.
توضیح من اینکه عکس مربوط به محل اقامت موقت امام در دربند تهران است.

در پایان:
لازم می دانم از سایت ساجد به دلیل ارائه پیاپی تصاویر نایاب از حضرت امام ، تشکر و قدردانی نمایم.





 


 


نوشته شده در جمعه 30/11/88ساعت 2:40 عصر توسط محمدرضامیری نظرات ( )

   1   2      >